بگو چه چاره کنم؟...
مرا نمانده نشانی ... نشانه ای بفرست ...
رضاً برضاک، تسلیماً لأمرک، صَبراً عَلى قَضائِک...
پ ن: به یادموندنی ترین سفرم به مشهد تا حالا به یادموندنی تر هم شد . به لطف مدیرمون شام مهمون امام رضاجانم شدیم .
برچسب:
نویسنده: سام نیکنام
تو را چه غم که مرا در غمت نگیرد خواب ...
برچسب:
نویسنده: سام نیکنام
ملجأ درماندگان
بسیار زدم لاف تو با دشمن و دوست
ای وای به من گر خجلم بگذاری
*****
مرا هزااااااااااااااااااااااااار امید است و هر هزااااااااااااااااااااااااار .... تویی
...
پ ن: حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد ...
برچسب:
نویسنده: سام نیکنام
این هم پاور 2 تا نشانه ی دیگه!
پاورپوینت نشانه ی گ
هر دانلود پنج صلوات
صلواتها پیشکش به حضرت زینبعلیها السّلام
پاورپوینت نشانه ی ف
هر دانلود پنج صلوات
صلواتها به نیت سلامتی آقاجانمون
رمز همون قبلی
نحوه ی دریافت رمز: رمز
پ ن:
کاش پُل نبود
عابران
بیشتر کنار آب
عاشقان
زودتر میان رود...
محمدرضا شفیعی کدکنی
برچسب:
نویسنده: سام نیکنام
این هم پاور 2 تا نشانه ی دیگه!
اگه نشانه ی ی رو تدریس کرده باشند دوستان حتما متوجه اون 2 تا اشتباه شدن ! هیچی دیگه اصلاح شد!
...
رفتم و یه آمار از حجم باقیمانده ی اینترنت اعضای خانواده گرفتم و دیدم انصاف نباشد اونها یه عالمه از حجم بسته شون باقی مونده باشه و من کاسه ی چه کنم دست بگیرم! آن شد که از شون قرض بلاعوض گرفتم برای آپلود فایل ها و به روز کردن وبلاگ کوچکمان
ان شاءالله بتونم فایل های بعدی رو راحت تر آپلود کنم!
پاورپوینت نشانه ی و
هر دانلود پنج صلوات
صلواتها به نیت سلامتی آقاجانمون
پاورپوینت نشانه ی پ
هر دانلود پنج صلوات
صلواتها به نیت سلامتی آقاجانمون
رمز همون قبلی
نحوه ی دریافت رمز: رمز
پ ن:
من بی تو سرافکنده و دم سردم و دلخون
ای عشق! سرت سبز و دمت گرم و دلت خوش
فاضل نظری
برچسب:
نویسنده: سام نیکنام
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد
در این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکاران
به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد
***
ترازو گر نداری پس تو را زو ره زند هر کس
یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد
تو را بر در نشاند او به طراری که میآید
تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد
***
به هر دیگی که میجوشد میاور کاسه و منشین
که هر دیگی که میجوشد درون چیزی دگر دارد
نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد
نه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد
حضرت مولانا
برچسب:
نویسنده: سام نیکنام
نسخه ی الکترونیکی رمان فوق العاده ی"کوری" اثر ژوزه ساراماگو که برنده ی جایزه ی نوبل 1998 هست رو چند سال پیش خونده بودم . تو نمایشگاه کتاب امسال چشمم به بسته ی 3 کتابی از آثار این نویسنده افتاد ، "همه ی نام ها، کوری و بینایی"
از اونجایی که بینایی ادامه ی رمان کوری هست، بعد از دودوتا کردن با خودم به این نتیجه رسیدم که بهتره دوباره کوری رو بخونم بعد برم سراغ بینایی . پس کل مجموعه رو تهیه کردم .
و اما کوری ...
نویسنده : ژوزه ساراماگو ، مترجم : زهره روشنفکر، انتشارات مجید
***
داستان شیوع ناگهانی بیماری کوری سفید که کارشناسان بهش شیطان(یا هیولای) سفید میگن، در زمانی نامعلوم درمکانی نامعلوم . کوری ای که سیاه نیست برخلاف آنچه ما نابینایی میدونیمش که تاریکی هست و نبود نور یا بهتره بگیم اختلال در مسیر ورود نور به چشم یا انتقال اثر اون به مغز . کسانی که به کوری سفید دچار میشن انگار توی مه یا دریایی از شیر افتادن .
توی رمان کوری هم مثل اکثر کارهای ساراماگو شخصیت ها اسم و هویتی ندارند؛ مردی که اول کور شد ،همسر مردی که اول کور شد ، دکتر ، همسر دکتر ، دزد ماشین ، پیرمرد با چشم بند سیاه ، دختر با عینک دودی ، پسربچه ی لوچ و ...
داستان از جایی شروع میشه که مردی پشت چراغ قرمز و پشت فرمان ناگهان کور میشه ، کوری سفید . مردم به کمکش میان و مردی اون رو به آپارتمانش میرسونه، مردی که بعد از رسوندن مردی
برچسب:
نویسنده: سام نیکنام
برچسب:
نویسنده: سام نیکنام
"بینایی " اثر ژوزه ساراماگو به نحوی ادامه ی رمان "کوری" محسوب میشه .
هر چند به نظر من رمان کوری رمان کاملی هست و بینایی چیزی بهش اضافه نمی کنه . ولی برای فهمیدن رمان بینایی باید قبلش کوری رو خوند . چرا که رمان بینایی بر اتفاقات و شخصیتهای کوری استوار است .
و اما بینایی:
حدود 4 سال بعد از پایان کوری سفید ، انتخاباتی برگزار میشه . مردم طبق قراری ناپیدا تصمیم می گیرند به جای رأی به یکی از احزاب ، رأی سفید بدن . همین رأی سفید باعث میشه انتخابات دوباره برگزار بشه و نتیجه همون قبلی . رأی سفید !
دولت برای پیدا کردن کسانی که مردم رو در این شورش مدنی و اجتماعی رهبری کردن دست به کار میشه ولی چون به نتیجه ای نمی رسند تصمیم به تحریم و محاصره ی اقتصادی مردم می گیرن. دولت مردا و پلیس و ... از پایتخت خارج میشن و اجازه ی ورود و خروج به شهر رو به کسی نمیدن تا مردم با مشکلاتی روبرو شده و در نهایت به دولت مراجعه کرده و شهروند مطیعی بشن.
ولی مشکل چندانی پیش نمیاد و دولت خودش دست به کار میشه تا با بمب گذاری ناامنی و سختی برا مردم ایجاد کنه . دولت که همچنان در پی رهبر این شورش اجتماعیه با رسیدن نامه ای از فردی ناشناس مبنی بر اینکه همسر دکتر در زمان کوری بینا بوده و یک نفر رو در قرنطینه کشته و احتمالا هم او رهبر مردم در این نافرمانی مدنی هست ماموران رو به سوی همسر دکتر راهنمایی می کنه (ناشناسی که بعد می
برچسب:
نویسنده: سام نیکنام
به از این چه شادمانی که تو جانی و جهانی
چه غمست عاشقان را که جهان بقا ندارد
***
فردا روز میلاد امام حسن عسکری هستش .
عیدتون مبارررررک
...
هنوز موفق نشدیم از زیر پونز دربیاییم و خونه اینترنت نداره و ما هنوز مثل گربه ای که سبیلش کنده شده گیج می زنیم
اما همین بی اینترنتی خودش نعمتی شد که علاوه بر اینکه 3-4 تا کتاب خوندیم (کوری - بینایی - ر - که در اولین فرصت باید درباره شون بنویسم ان شاءالله - و الان هم گلستان سعدی بزرگ رو دست گرفتیم و گوش شیطون کر شروع کردیم به "مشق گلستان" کردن) باعث شد با تکنولوژی hotspot آشنا بشیم ! تکنولوژی ای که ما رو از زیر پونز درآورد و حالا می تونیم مثل گذشته وبلاگ کوچکمان را آپ کنیم
بگذریم ...
چرا هیچ کدوم از دوستانی که فایل ها رو دانلود می فرمایند اشکالات اونها رو به سمع و نظر ما نمی رسانند؟!!! آیا من باید امروز و در کلاس و موقع استفاده از پاور درس اِ ـِ ـه ه می فهمیدم این پاور ایرادهایی داره؟ بابا من ویراستار خوبی نیستم! کمک کنید
پاورپوینت نشانه ی اُ
هر دانلود پنج صلوات
صلواتها پیشکش به ساحت مبارک امام حسن عسکری علیه السّلام
پاورپوینت نشانه ی ک
هر دانلود پنج صلوات
صلواتها به نیت سلامتی آقاجانمون
رمز همون قبلی
نحوه ی دریافت رمز: رمز
پ ن:
دوباره شک میان رکعت نخست و رکعت ششم دوباره سجده های سهو از اینکه بگذریم باز در نمازهای من یکی کم است
برچسب:
نویسنده: سام نیکنام
و نام ها را نیز عطری ست
هر بار تو را صدا زدم
نسیم بهشت وزیدن گرفت ...
للأسماء عطورها ایضا
کلّما نادیتُک هبّت ریحُ جنّة ...
...
گویا از شاعری لبنانی "زاهی وهبی" نام
برچسب:
نویسنده: سام نیکنام
زلزله دور افتاده سفرهای استانی . چند دقیقه پیش هم رسید به تهران .
رفتیم تو بالکن می بینیم همسایه ها ریختن تو کوچه و یکی یکی ماشینها از پارکینگها دراومده و ... فرار !
حس عجیبیه! ... خدا رحم کنه ...
پ ن: بریم نماز آیاتمون رو بخونیم...
حلالمون کنید :))
.....
خیلی بعدا نوشت:
خانومه یه ساک حاوی وسایل ضروری جمع کرده و گذاشته پشت در ! یعنی دقیقا بیرون پشت در! ... برای اینکه اگه زلزله اومد دمِ دستش باشه!(روم نشد ازش بپرسم اشیاء قیمتی و پول مول هم چپونده تو اون ساک یا نع!)
تو راه پله بهم میگه: امشب سر ساعت 3 زلزله قراره بیاد ! ...
قبلا که میگفتن زلزله خبر نمی کنه و همینطور سرزده سر میرسه(درست مثل یکی از اقوام ما که دقیقا وقتی داری سفره ی صبحانه رو جمع می کنی! یا دقیقا وقتی اولین قاشق ناهار رو گذاشتی تو دهنت ! و یا دقیقا وقتی برقها رو خاموش کردی و رفتی زیر پتو ، زیـــــــــــــــــــــــــنگ ! ما اومدیم !!!!) اما انگار زلزله هم کمی متمدن شده و به بعضی ها خبر میده که داره میاد ! دمش گرم!
ببین با کیا شدیم هشتاد و خُرده ای میلیون!
برچسب:
نویسنده: سام نیکنام


برچسب:
نویسنده: سام نیکنام